سلام من نویسنده ی جدیدم
اسمم♥melody♥هست
من یک رمان اووردم اما غیر میراکلسی
شروع شد:
از زبان آدرین
میخوام برم مدرسه یا همون دانشگاه من الان 18 سالمه داشتم میرفتم که تو راه خوردم به یک دختره روی تاجش یک علامت بود(♕) این علامت یک خانوادست که روح تصخیرشون کرده روح توی بدن دخترست میگن هر وقت میره ساحل روز بعدش یکی میمیره خیلی ترسناکه اما من دوست دارم باهاش دوست شم که روح رو از وجودش بکشم بیرون!
میگن اگه یکی باهاش دوست بشه روح از بدنش میاد بیرون چه جالبه اما ترسناک میگن هر وقت روح از بدنش میاد بیرون شکنجش میده اما هیچکس نزدیکشم نمیشه. وای دیرم شد؛
وقتی رفتم تو کلاس دیدم اون دختره بود 
اون اینجا چیکار میکنه؛بهش میگن (کابوس) حتی مدیر هم ازش میترسید
اخه چیش ترسناکه دختر به این خوشگلی
دیدم هیچ کس جفتش نمیشست 
منمنم رفتم جفتش نشستم 
میدونم اون دختر نیست روح هستش اما من باید روح رو از بدنش بکشم بیرون و روح هم از سرگردان بودنش پشیمون کنم
یهو شروع کرد به مشیدن دست دختر جلوعیش جوری که تقریبا دست دختر هرو کند وای سعی کردم جلوشو بگیریم اما نشد که نشد دست دختره کند 
دستش از شونه کنده شد
آدرین:وای...خدای من تو چته مشکل روانی داری؟
کابوس(مرینت):آره آقا پسر راستی نوبت تو هستش
بعدم اومد انگشت شصتم رو جوری فشار داد که فکر کنم شکست
تق تق تق تق تق(صدای استخون آدرین)
نینو:وای اول فـــــــــــــــرار و دوم پسر تو چقدر استخون داری!

همه کلاس رفت ذو هوا بعدم من اومدم دست کابوس (مرینت) رو پس زدم بعدم انگشتم رو صاف کردم فک نکنم شکسته باشه 
بچه ها گیج مونده بودن نگاه میکردن و فرار
کابوس نگام کرد و گفت:پسر تو چقدر قرنج داری
آدرین:میشه لطفا باهم دوست بشیم؟؟
کابوس:آره
بعدم حس کردم کابوس (همون روح هست)از وجودش اومد بیرون که یهو کابوس سمت یکی از بچه ها رفت دختره به یک دختر زیبا با موهای سرمه ای دو گوشه و کت طوسی پر رنگ و یک بلوز زیر کتش که سفید بود و بالاش سمت چپش یک گل بود شلوارش هم صورتی بعدم گفت:اسمم مرینته تو چی؟؟
آدرین:منم آدرینم
تا اوندیم دست بدیم بچه ها جیغ زدن اومدم دیدم که که او...
ادامه دارد 
واسه بعدی 2 تا نظر
خدانگهدار