بعد سفر عاشقى

سلام 

راستش مى خواستم بعد سفر عاشقى كه داستانو تموم كردم كه پارت بعدى پارت اخره حذفم كنين

ميدونم ازدستم عصبانى هستين ولى من واقعا از ميراكلس زده شدم 

رمان تو ذهنم دارم ولى واقعا دلم نمى خواد اسم دختر و پسره رو مرينت و ادرين بزارم ينى از مرينت و ادرين متنفر شدم 

ميدونم ازم خوشتون نمياد و بودن و نبودنم فرقى نداره پس ببخشيد 

احتمالا امشب پارت اخر سفر عاشقى رو بدم و بعدش خدافظ 

وقتى اول اومدم تووب كلى برنامه داشتم مى خواستم عكس نوشته هاى ميراكلسى،عكس هاى ميراكلسى و كلى داستان بزارم 

هيچوقت فكر نميكردم از ميراكلس زده بشم 

به هرحال بود و نبود من فرقى نداره پس

حلالم كنيد 

باى

بنازم به فعالیتمون😐

​​​​​

سلام سلام

مولتی موس اومده

بنازم به فعالیتتون

میگم چقد زیاد فعالیت میکنین

خب باید بگم من فقط پنجشنبه ها میتونم داستا دوستم رو بزارم

پس پنجشنبه ها صبح منتظر من باشید

ولی الان استثنا بیگرافیشو میزارم​​​​​​

ادامه جون بیا

 

ادامه مطلب‌

ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب

راستی داستانم رو بزارید تو موضوعااات

رایحه عشق

ادامه مطلب

ادامه نوشته

سفر عاشقى پارت 23

ادامه نوشته

چالش

خب خب چالش حرف ناشناس هستش

هرچی تو دلتونه  بهم بگید

هر درخواستی

قوانین:

نداره

خخخخخخ

ادرس روش بکلیکی میاره:

https://timefriend.net/nazareto/nazar/600231620fac85be327681bbd1061

سفر عاشقى پارت 22

ادامه نوشته

I mean.......

بزارمش یا نه

داستان جدید^~^

هلو گایز^~^

من رومخ باز هم امدم~.~

بلی یک داستان فوق الفالوده باحال*^*

رای و نظر باید زیاد باشه ها^^

~لیلی و مجنون~

دارم تو وب بانوی معجزه اسا میزارمش بنظرتون

اینجا بزارم یا اونجا؟

یه داستان دیگه هم دارم

^عشق دراکولایی^

اگه موافقین نظر بدیــــــــــــــن._______________.

ادامه داستان وبلاگ سپیده

سلام شلغاما

تو دبلاگ سپیده یه داستان بود فروزن نویسندش حذف شد با اجازه ی نویسنده داستان تکرار مینمایم با اجازه نویسنده داستان میخوام ادامش بدم ولی از اول میزارم 

 

خیلی داستانه خوبه 

 

 

ایشالا سر فرصت میزارم

نویسنده جدید

سلام به همه^^

نویسنده جدید بیدم^^

مصــی چــآنـ هستم

اکثرا من و میشناسین^^

بزودی داستان هام رو قرار میدم در وب^^

توجه

توجه توجه

یکی از بچه ها برای داستان "رویای من" نظر داده میگه اسم داستان رو از رو من کپی کردی.

من ب چند دلیل محکم میگم ک من کپی نکردم اسم داستان رو:

 1 _ من دنبال اسم برای داستانم بودم،دوستم تو واتساپ بهم رویای من رو پیشنهاد کرد و منم موافقت کردم.

2 _ از اونجایی ک من وقت ندارم،نمی تونم داستان های بقیه رو بخونم و مامانم هم میگه زیاد با تبلت ور نرو.ب خاطر همون من نه داستان اون شخص عزیز رو دیدم ک بخوام کپی کنم،نه مامانم اجازه نمیده زیاد با تبلت ور برم.

امیدوارم اون دوست عزیزمون متوجهش شده باشه.

و اینکه هیچکی نمیاد بگه من ب خاطر ی کپی کردن اسم داستان دزد معرفیت می کنم.چون ن من کپی کردم،هم اینکه اصلا منطقی نیست چون همه ب فکرشون میرسه این اسم رو برا داستانشون بنویسن و اینکه هم شخصیت هام فرق می کنه با داستان اون شخص عزیز،هم داستانم فرق می کنه پس فقط مشکل ی دونه اسم بوده ک اونم ب ذهن هر کسی میرسیده.

 

سفر عاشقى پارت 21

ادامه نوشته

سلام

یه عکس

معرفی میکنم من مرینت هستم

سلام

میخوام بیشتر اشنا شیم خوب ببینید من عاشق نوشتنم و همیشه مینویسم مثلا الان 4 صبح هستش من دارم مینویسم جالب اینه که حتی اگه نظر ندید هم انقدر عجله دارم که درجا بهونه میارم و پارت بعد رو مینویسم

باید از خداتون باشه من نویسندم

خب من به اسم🌹merint🌹شناخته مشم تخیل خیلی بزرگی دارم باهوشم اسفندی هستم.

من9سالمه دارم میرم تو 10 سال 

جالبه دختر به این کوچیکی نویسنده شده اما من از 7 یا 8 سالگی شروع به کار کردن با اینترنت کردم!

چیز زیادی هم نمیدونم مثلا من بلد نیستم عکس یا فیلم بزارم هرچند که هم مدیر وب و مدیر وب های یگه آموزش داده بودند!

اما خب نشد که نشد بگذریم خلاصه خیلی عجول هستم و پشت سر هم مینویسم

حالا good bay

رمان چشم های مشترک قشنگه!

اول از همه سلام

و دوم یک رمان اوردم که داخل وب خودم هم گذاشتمش چون خودم هم وب دارم 

مناسب کسایی هست که میخوان مرینت رو آدرین خواهر برادر باشن.

اطلاعات:

بازیگر ها:مرینت،ادرین،سابین(مادر مرینت)،تام،امیلی،گابریل،لوکا،الیا،نینو،رز،جولیکا،

کاگامی...

تیتراژ:هیجانی،خنده دار،معمولی،

آدم های منفی:لوکا،کاگامی،جولیکا،سابین،تام،

رده ی سنی8 یا 9 سال

داستان:مربوط به چشم های مشترک آدرین و مرینت هست که نشون میده خواهر برادرن.)

خب بچه ها تمام ممام شد عزیزان اگه دوست دارید مرینت و ادرین خواهر برادر باشن این خوراکتون هست اما پیشنهاد میکنم همه بخونید خیلی قشنگه

حالا باید بگم goodbay

 

رمان دشمن های دلسوز پارت اول

خوب سلام خوبید یک رمان جدید و معمولی و پیچیده اوردم 

از زبان مرینت

یک پسره اومد انگار از اون خودخواه ها بود رنگ موهاش زرد بودن و لباساش هم یک کت سفید داشت و زیر کتش یک بلوز مشکی با 4 تا مثلث رنگی رنگی داشت

اومد و گفت: هوی حواستون باشه من آدرین آگرست هستم. 

از همون اول گفتم خود خواه هستش نزاشت یکی دو روز بگذره بعد خودخواهانه رفتار کنه 

اومد سمتم در گوشی گفت:میدونم باهام لج داری منم با تو لج دارم!

منم بهش گفتم:وای خیلی ترسیدم(تیکه انداخت)باید حواسم جمع باشه این آقا آگرست هستش.

عصبانی شد اومد سمتم و بردم تو یکی از کلاس های خالی و گفت:هی اینو میبینی این یک کوامی هستش که به من قدرت...(بعد از توضیح)و اگه اذیتم کنی من تبدیل میشم و بد میبینی.

منم یک کوامی داشتم اسمش تیکی بود براهمین بهش گفتم:ببین کله فندقی اگه فک کردی میترسم اشتباه کردی منم کوامی دارم خنگه من لیدی باگم چشماتو وا کن

بعدم نگاهی بگم کرد پرام ریخت بعدم رفت اما خب من پر ندارم

از زبان آدرین

اینو بهم گفت جوری نگاش کردم معلوم بود پراش ریخته.

رفتم بیرون از مدرسه پلگ با اصبانیت گفت:ببین تو هویتت رو لو دادی و کممبر هم بهم ندادی.

از زبان مرینت

تیکی با اصبانیت گفت:مرینت تو رفتی جلو اون هویت ات رو لو دادی اه یعنی چی واقا که این چه کاریه اخه 

بچه ها اول (good bay) و دوم پارت یک یک نظر دیر نکنید ها

نظر سنجی

سلوم 

ببخشید بچه ها یادم رفته بود اسمم 🌹merint🌹هستش

خوب نظر سنجی داریم

شروعید:

۱.رمان میراکلسی بیارم

۲.رمان غیر میراکلسی بیارم

حالا نظر سنجی بعدی

رمان غمگین بزارم

رمان معمولی بزارم

رمان قاطی از همه ی تیتراژ ها بزارم.)

خب تموم شد حتما نظر بدید 

 

وجشت در خانه

سلوم

شما فقط یک نظر دادید اما من گذاشتم چون خودمم بی صبرانه منتظر نوشتن پارت بعدی بودم

من مهربونم واسه بعدی هیچ نمیخواد اما اگه نظر بدید من چند تا پارتشو پشت سر هم میزارم

اون همون دختره بود که دستش کنده شد یهو دیدم روحه رفت تو بدنش دستش رو گذاشت تو شونه اش بعدم اومد بیرون و رفت 

آخه؛ فکر نکم بدجنس باشه آخه دست دختره رو گذاشت سر جاش!

یهو مرینت گفت:بلند بلند فکر میکنی؛اما راست میگی اون جن نیست و بدجنس هم نیست من جن اصل هستماسمم لوسی هستش اگه یادت باشه پدر من دوست پدر تو بود و پدر تو منو کشت

اون از من متنفر بود اما بازم با این وجود اتفاقی من رو کشت اما من نمیبخشمش و مردم رو اذیت میکنم

ادرین:پس...پس مرینت کیه؟؟

یهو دود دور و ورش چرخید تبدیل به یک دختر مو بلند با یک لباس سفید که خونی بود ظاهر شد وگفت:من لوسی هم هاهاهاها(خنده های شیطانی)

لوسی:مرینت دختر کسی هست که بابامو کشت برای همین همیشه شکنجه میببنه و وحشت میکنه

آدرین:چجوری میتونم نجاتش کنم؟

لوسی:تو باید بیای به خونه ای که من و اون زندگی میکنیم توش بعدم به جای اون یک سال شکنجه بخوری قبوله؟

آدرین:آره اما کی بیام؟

لوسی:روزی که مرینت به مدرستون اومد و تو با اون دوست صمیمی شدی و آدرس خونه رو گرفتی!

آدرین:فقط میوفته چند روز دیگه؟

لوسی:3روز دیگه(یعنی ۴پارت دیگه که میشه پارت۶)حتماً میبینمت

تو مدرسه هیچ کس نبود فقط تو حیاط قایم شده بودن وقتی لوسی رفت همه اومدن تو مدرسه اما واقا بلند بلند حرف میزدم

🌷از زبان مرینت🌷

داخل خونه بودم و از درد گریه میکردم تا لوسی اومد

یعنی باید شکنجه بخورم

اومد یک چیز محکم آورد مثل کمربند بود منو انقدر زد تا فرار کردم و گریه

فک کنم یک زخم باز شده روی کمرم درست شد جوری درد داشت که خواستم خودمو از پنجره بندازم پایین تا اینکه لوسی گفت:هی وایسا یک پسره 3 روز دیگه میاد و تا یک سال جای تو رو میگیره اما نمیدونه که تو میمیری 

تمومید good bay

سلام👋👋👋

سلام

نویسنده جدید بیدم*_*

اسم پرنیا س و ۱۳ سالمه 

برای آشنایی کامل برین ادامه

ادامه نوشته

😭😭😭

برای داستانم خیلی کم نظر میدین 

منظورم "رویای من" هه.

توی معرفیش زیاد کامنت داده بودید،ولی برای هر پارت  یکی دو تا 

ولی با این حال،ادامش میدم،آخه خیلی خیلی خیلی قراره هیجان انگیز بشه  (قابل توجه کسایی ک گفتن آره زودتر بزارش)

وحشت در خانه

سلام من نویسنده ی جدیدم

اسمم♥melody♥هست 

من یک رمان اووردم اما غیر میراکلسی

شروع شد:

از زبان آدرین

میخوام برم مدرسه یا همون دانشگاه من الان 18 سالمه داشتم میرفتم که تو راه خوردم به یک دختره روی تاجش یک علامت  بود(♕) این علامت یک خانوادست که روح تصخیرشون کرده روح توی بدن دخترست میگن هر وقت میره ساحل روز بعدش یکی میمیره خیلی ترسناکه اما من دوست دارم باهاش دوست شم که روح رو از وجودش بکشم بیرون!

میگن اگه یکی باهاش دوست بشه روح از بدنش میاد بیرون چه جالبه اما ترسناک میگن هر وقت روح از بدنش میاد بیرون شکنجش میده اما هیچکس نزدیکشم نمیشه. وای دیرم شد؛

وقتی رفتم تو کلاس دیدم اون دختره بود 

اون اینجا چیکار میکنه؛بهش میگن (کابوس) حتی مدیر هم ازش میترسید

اخه چیش ترسناکه دختر به این خوشگلی

دیدم هیچ کس جفتش نمیشست 

منمنم رفتم جفتش نشستم 

میدونم اون دختر نیست روح هستش اما من باید روح رو از بدنش بکشم بیرون و روح هم از سرگردان بودنش پشیمون کنم

یهو شروع کرد به مشیدن دست دختر جلوعیش جوری که تقریبا دست دختر هرو کند وای سعی کردم جلوشو بگیریم اما نشد که نشد دست دختره کند 

دستش از شونه کنده شد

آدرین:وای...خدای من تو چته مشکل روانی داری؟

کابوس(مرینت):آره آقا پسر راستی نوبت تو هستش

بعدم اومد انگشت شصتم رو جوری فشار داد که فکر کنم شکست

تق تق تق تق تق(صدای استخون آدرین)

نینو:وای اول فـــــــــــــــرار و دوم پسر تو چقدر استخون داری!

همه کلاس رفت ذو هوا بعدم من اومدم دست کابوس  (مرینت) رو پس زدم بعدم انگشتم رو صاف کردم فک نکنم شکسته باشه 

بچه ها گیج مونده بودن نگاه میکردن و فرار

کابوس نگام کرد و گفت:پسر تو چقدر قرنج داری

آدرین:میشه لطفا باهم دوست بشیم؟؟

کابوس:آره

بعدم حس کردم کابوس (همون روح هست)از وجودش اومد بیرون که یهو کابوس سمت یکی از بچه ها رفت دختره به یک دختر زیبا با موهای سرمه ای دو گوشه و کت طوسی پر رنگ و یک بلوز زیر کتش که سفید بود و بالاش سمت چپش یک گل بود شلوارش هم صورتی بعدم گفت:اسمم مرینته تو چی؟؟

آدرین:منم آدرینم

تا اوندیم دست بدیم بچه ها جیغ زدن اومدم دیدم که که او...

ادامه دارد 

واسه بعدی 2 تا نظر

خدانگهدار​​​​​​​

 

 

راستی

چون مدرسه ها شروع میشه و منم هفتمم،ی مقدار کمتر فعالیت می کنم.ولی مطمئن باشید "رویای من" رو ادامه میدم.

منتها عکس و ابن جور چیزا کم میزارم.

و بچه های عزیز،لطفا برای هر پارت از داستان نظر بدید چون واقعا دستم میشکنه بنویسمش.

مرخصی

بچه ها من چند روز مرخصی میخوام رفتم مسافرت به این زودیا بر نمیگردم یک هفته بعد یا دو هفته بعد پارت میدم لطفا منو ببخشید

داستان جدید

سلام ب تمامی بچه ها 

میخوام ی داستان جدید بنویسم.

اینم بیوگرافیش:

نام:رویای من

ژانر:عاشقانه،کمدی،رمانتیک.

تعداد فصل ها:۲ فصل

تعداد قسمت ها:هر فصل ۲۰ قسمت

رده سنی: + 10

پوستر داستان:

شخصیت های داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سلام امدم با چندتا عکس گوگولی

سلام با چندتا عکس گوگولی امدم 

برید ادامه

 

ادامه نوشته

نویسندگان😠

عکساتونووووو سایز عرضش 400 و طولش 500 انتخاب کنیدددد

هوففف و نویسنده ارا هی پستاتو پست ثابتش نکننننن😠😠😠😠

کلی عکس خنده دار اوردم😂

نمیخام بی عدبی کنم ولی دیگه نبود ارباب شرارت آخه تو این خرها رو هم ول نمیکنی

*****

ادرین بیچاره از بچگی این تنها دوستش بود الاهی من واست بمیرم

*******

 

من این عکس موافقم شما چی ؟

********

والا به خدا😒😒

*****

خدیا هرگز تمومش نکن😶😶😶

******

آقا به منم بگین چی شده😮

جان مادرتون به منم بگین چی شده😮

******

حرفی ندارم

********

من چه بدونم!

**********

عروسک بازی

*******

فقط قیافه هارو😐😐😂😂

*********

به خدا حق دارم😒😒😒

********

وقتی گوشیت هنگ میکنهمیدونم شما هم همنید پس پنهان نکنید

*********

سواری خوش میگذره خانوم مرینت

*******

قیافه رو نگاه

**********

کیف کردی لایلا خانوم😏😏😏

*******

http://uupload.ir/view/mpdu_snpe_d4c7eb3b248907e7e05f3a58284d6fec21093256-480p.mp4/

این آخری یه فیله روش بزنید ببینید😂😂😂

*********

خوب دیگه میدونم حسابی خندیدن .ما اینیم دیگه😏😏😏

 فعلا بای

 

دو عکس از آدرین

سلام دوتا عکس زیبا اوردم از ادرین مخصوص کسایی که آدرین رو دوست دارن

خوب برید ادامه مطلب

ادامه نوشته

مرسی مرسی😘😘

واقعا ممنون از دوستانی که به من کمک کردن تا دوباره بتونم عکس بزارم ممنون

واقعا ممنون

یه عکس زیبا دار برای شماهایی که کمکم کردین

خوب برین ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

لطفا کمک🙏

من اون چیزی باهاش میشه آدرس تصویر رو کپی کنی رو گم کردم 

و نمیتونم تو وبلاگ عکس بزارم این خیلی بده و خیلی ناراحتم

لطفا اگه کسی از نویسنده ها اون رو داره تو قسمت نظر ها بهم بده

خیلی بده نتونی عکس بزاری

😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

یه عکس دارم

برو ادامه

و اینکه فقط یکیه

 

 

 

 

 

برو 

ادامه

ادامه نوشته