وجشت در خانه
سلوم
شما فقط یک نظر دادید اما من گذاشتم چون خودمم بی صبرانه منتظر نوشتن پارت بعدی بودم
من مهربونم واسه بعدی هیچ نمیخواد اما اگه نظر بدید من چند تا پارتشو پشت سر هم میزارم
اون همون دختره بود که دستش کنده شد یهو دیدم روحه رفت تو بدنش دستش رو گذاشت تو شونه اش بعدم اومد بیرون و رفت 
آخه؛ فکر نکم بدجنس باشه آخه دست دختره رو گذاشت سر جاش!
یهو مرینت گفت:بلند بلند فکر میکنی؛اما راست میگی اون جن نیست و بدجنس هم نیست من جن اصل هستم
اسمم لوسی هستش اگه یادت باشه پدر من دوست پدر تو بود و پدر تو منو کشت
اون از من متنفر بود اما بازم با این وجود اتفاقی من رو کشت اما من نمیبخشمش و مردم رو اذیت میکنم
ادرین:پس...پس مرینت کیه؟؟
یهو دود دور و ورش چرخید تبدیل به یک دختر مو بلند با یک لباس سفید که خونی بود ظاهر شد وگفت:من لوسی هم هاهاهاها(خنده های شیطانی)
لوسی:مرینت دختر کسی هست که بابامو کشت برای همین همیشه شکنجه میببنه و وحشت میکنه
آدرین:چجوری میتونم نجاتش کنم؟
لوسی:تو باید بیای به خونه ای که من و اون زندگی میکنیم توش بعدم به جای اون یک سال شکنجه بخوری قبوله؟
آدرین:آره اما کی بیام؟
لوسی:روزی که مرینت به مدرستون اومد و تو با اون دوست صمیمی شدی و آدرس خونه رو گرفتی!
آدرین:فقط میوفته چند روز دیگه؟
لوسی:3روز دیگه(یعنی ۴پارت دیگه که میشه پارت۶)حتماً میبینمت
تو مدرسه هیچ کس نبود فقط تو حیاط قایم شده بودن وقتی لوسی رفت همه اومدن تو مدرسه اما واقا بلند بلند حرف میزدم
🌷از زبان مرینت🌷
داخل خونه بودم و از درد گریه میکردم تا لوسی اومد
یعنی باید شکنجه بخورم
اومد یک چیز محکم آورد مثل کمربند بود منو انقدر زد تا فرار کردم و گریه
فک کنم یک زخم باز شده روی کمرم درست شد جوری درد داشت که خواستم خودمو از پنجره بندازم پایین تا اینکه لوسی گفت:هی وایسا یک پسره 3 روز دیگه میاد و تا یک سال جای تو رو میگیره اما نمیدونه که تو میمیری 
تمومید good bay
💙💙💙💙💙