سلام 

راستش مى خواستم بعد سفر عاشقى كه داستانو تموم كردم كه پارت بعدى پارت اخره حذفم كنين

ميدونم ازدستم عصبانى هستين ولى من واقعا از ميراكلس زده شدم 

رمان تو ذهنم دارم ولى واقعا دلم نمى خواد اسم دختر و پسره رو مرينت و ادرين بزارم ينى از مرينت و ادرين متنفر شدم 

ميدونم ازم خوشتون نمياد و بودن و نبودنم فرقى نداره پس ببخشيد 

احتمالا امشب پارت اخر سفر عاشقى رو بدم و بعدش خدافظ 

وقتى اول اومدم تووب كلى برنامه داشتم مى خواستم عكس نوشته هاى ميراكلسى،عكس هاى ميراكلسى و كلى داستان بزارم 

هيچوقت فكر نميكردم از ميراكلس زده بشم 

به هرحال بود و نبود من فرقى نداره پس

حلالم كنيد 

باى