زندگی سخت و عجیب پارت ۴
رمان
زندگی سخت و عجیب🪄
پارت4
لیدی باگ:
باشه من رفتم🏃🏻♀️
باید هرچه سریعتر به پیش استاد فو بریم🏃🏻♀️
بعد از چند دقیقه
مرینت:
مستر فو🥵
مستر فو🥵
مستر فو:
چیشده مرینت😳😟
مرینت:
استاد دنیا داره افسرده میشه باید یه کاری کنیم🥵😟
استاد فو:
مرینت دوپن چنگ
فردی مناسب رو انتخاب کن تا در این ماموریت در کنارت باشد و بهت کمک کند
این قدرت برای اهداف بالا باید استفاده بشه
مرینت در حال برداشتن معجزه گر روباه🦊
استاد فو:
مطمئنی؟
مرینت:
بله استاد🙂
تیکی خال ها روشن🐞
لیدی باگ:
الو کت
کت:
بله؟
لیدی باگ:
لطفا یکم دیگه هم طلسم ساز رو سرگرم کن تا چند لحظه ی دیگه میام🏃🏻♀️🐞
کت نوار:
باشه لیدی
ولی سریع باش
لیدی باگ:
باشه
الیا:
لیدی باگ😟
چیزی شده؟
لیدی باگ:
به کمکت احتیاج دارم
آلیا سزار
این معجزه گر روباهه که بهت قدرت ساخت توهم رو میده
الیا:
🙂
(درحال گرفتن معجزه گر روباه از دست لیدی باگ)
لیدی باگ:
یادت باشه باید برای اهداف بالا ازش استفاده کنی🙂
الیا:
باشه
تریکس بیا حمله ور بشیم🦊
من آماده ام🙂
ِلیدی باگ:
پس هرچه زودتر باید بریم🙂🏃🏻♀️
لاکی چارم
یه چتر نجات؟😐
(درحال فکر کردن)
فهمیدم🙂💡
(درحال زنگ زدن به کت)
الو کت
هرچه سریعتر به برج ایفل بیا
کت نوار:
به روی دو چشم
لیدی باگ:
ریناروژ ازت توهمی میخوام که طلسم ساز رو به چرخ و فلک برج ایفل ببره🙂
ریناروژ:
سراب!
*ادامه در پارت5*
💙💙💙💙💙