از زبون کت نوار

بعد سوار ماشین شدیم داشتم رانندگی میکردم و منتظر بودم برسیم به بچه ها یه دفعه دیدم از لاین بغلی یه لامبورگینی مشکی پرت شد این ور همه ی ماشینا داشتن تصادف میکردن منم کنترل رو از دست دادم مرینت هم لی وقفه جیغ میکشید اخرین کلمه ای که شنیدم این بود که

از زبون راوی

...مرینت:کت من نمیدونم زنده میمونیم یا نه ولی بهت میگم که دوست دارم

کت: منم دوست دارم مرینت

بعدش ماشین پرت شد زیر یه تریلی و اون دو تا پرنسس و گربه

باهم در لحظه اعتراف عشق مردن

توی اون حادثه خیلی ها مردن

از قهرمان و طراح گرفته تا بقیه مردم

اسم اون حادثه توی ذهن همه ی مردم پاریس موند

حادثه پایان عشق

چون که زوج های جوان زیادی مردن

مرینت و کت و بقیه قربانی هارو پیش هم دفن کردن

و آلیا نینو بقیه بچه ها حتی کلویی و لایلا هم برای اون دو نفر خیلی ناراحت شدن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پایان

تقصیر خودتون بود اگه کامنت میدادید اینقدر بد تمومش نمیکردم

حالا بشینید گریه کنید